5 شنبه و جمعه در شهر سرعین
5 شنبه عصر فسقلی ها در حال رفتن به آب درمانی جمعه : امروز یسنا جونی با مامان جون و خاله جونی رفته بود آب و پرهام جونی چون خوابیده بود نتونست بره و بعداز بیدار شدن توی محوطه آبدرمانی مشغول بازی شده بود پسر گلم اینم بازی تازت که کلی بهت خوش می گذره ، کلاه بابا جونی رو از سرش بر می داری و فرار می کنی ...
نویسنده :
مامان ساناز
9:26
پاییز 1396
منطقه حفاظت شده فندقلو یکشنبه 23 مهرماه صبح پنجشنیه 13 مهرماه که وروجک ها اومدن اداره مامان اینم دختر نازنینم که داره تلویزیون نگاه می کنه خوشگل های مامان و بابا و آشپز کوچولوی من ...
نویسنده :
مامان ساناز
9:06
21 شهریور
اولین دعوت رسمی دخترگلم
پنجشبه 26 مرداد ماه.سورپرایز
دختر و پسر عزیزتر از جانم امروز بیشتر از یک ماه هست که پای من (مامان ساناز) شکسته و گچ گذاشتن. عزیزانم شکستگی پام شما خوشگل ها رو و مامان جون و همه رو به زحمت انداخته . شما گل ها رو کمتر میتونیم ببریم شهر بازی و پارک . ولی انصافا شما گل ها خیلی همکاری کردین برای جبران این روز ها بابای کادویی رو که دوست داشتین براتون خریده مبارکتون باشه عزیزانم ...
نویسنده :
مامان ساناز
16:54
تولد پرهام جونم
عزیز دلم تولدت مبارک خیلی دوست داریم پسر گلم ...
نویسنده :
مامان ساناز
9:32










