یسنا جونیسنا جون، تا این لحظه: 7 سال و 6 ماه و 13 روز سن داره
پرهام جونپرهام جون، تا این لحظه: 6 سال و 1 ماه و 15 روز سن داره

یسنا و پرهام شیرینی زندگی مامان و بابا

اولین مسابقه ورزشی یسنا جون (10 ماهگی)

چند روز پیش خاله مینو بهم اطلاع داد که 18 دی ماه جشنواره ورزش و بازی کودکان توی استادیوم رضازاده برگزار میشه، قرار شد یسنا جون هم توی مسابقه شرکت کنه ، مسابقه یسنا جون چهار دست و پا رفتن بود، بلاخره ثبت نام کردیم و روز مسابقه رفتیم استادیوم به همراه مامان ، مامان جون، باباجون ، عمه مریم البته زینب جون و سنا و سما جون هم توی مسابقه شرکت کرده بودن که چون اونا بزرگتر بودن مسابقشون فرق داشت. یسنا جون موقع مسابقه: یسنا جون بعد از مسابقه: یسنا جون هنگام  گرفتن جایزه بغل مامان جون: جایزه یسنا جون یه توپ سوزنی خوشکل بود مبارکت باشه عزیزم ...
1 بهمن 1393

جشن دندونی یسنا جون

یسنا جون گاهی دست منو می گرفت و می برد دهنش ، امروز بعداز ظهر (چهارشنبه 5 آذر ماه 1393) (9 ماهگی یسنا جون) هم اینکارو کرد و من متوجه شدم دستم روی لثش به یک دندون خوشکلی که تازه در آورده بود خورده ، قربون دندون کوچولوت عزیزم ، دخترکم نمی دونی چقدر خوشحال شدم  چند وقتی می شد که منتظر دندونت بودیم. منم براش این شعر رو می خوندم: (یسنا داره یه دندون ، قند می خوره از قندون ، فرشته ی مهربون آورده براش یه دندون ) دختر عزیزم اومیدوارم همیشه قدر دندونای خوشکلت رو بدونی چون این هم یکی از نعمت های بزرگ خداوند مهربون هست که باید ازش مواظبت کنی ، عزیزم همیشه خوب مسواک بزن تا دندونات سالم باشن. بعد از چند روز براش یه جشن کوچولو ی خودمان...
1 بهمن 1393

تاب سواری

یسنا جون تاب سواری رو خیلی دوست داره مخصوصاً اگه بره پارک، چون اونجا بچه های دیگه رو هم میبینه و بیشتر بهش خوش میگذره ...
1 بهمن 1393

عید 1393

سال 1393 سال خوبیه چون یسنا جون امسال عید کنار ما بود و با هم سال نو رو جشن گرفتیم.    البته من و بابا امسال بخاطر کوچولو بودن یسنا جون نتونستیم بریم عید دیدنی و همه اقوام زحمت کشیدن اومدن خونه ما همین جا از همشون تشکر می کنم. یسنا جون بغل دایی پیمان: ...
1 بهمن 1393
1